آموزش بورس قسمت 28 – روانشناسی بازار بورس و سرمایه گذاری چیست

مقدمه سرمایه گذاری و روانشناسی

به طور سنتی، آموزه رایج در علوم مالی این ایده را که روانشناسی شخصی فرد می تواند در تصمیمات سرمایه گذاری نقش داشته باشد، را رد کرده است.

شما می‌توانید سرفصل مدنظر خود از فهرست محتوای این مقاله انتخاب کنید تا به قسمت مربوطه هدایت شوید:

در طول سه دهه گذشته، رشته مالی بر اساس دو فرضیه زیر تکامل یافته است

* افراد، تصمیم های عقلایی می گیرند.

* افراد در پیش بینی های خود درباره آینده، بدون تورش رفتار می کنند.

آموزش روانشناسی بازار بورس و سرمایه گذاری

با فرض این که افراد بر اساس مهمترین علایقشان رفتار می کنند، رشته مالی توانسته است ابزارهای قدرتمندی برای سرمایه گذاران ایجاد کند. برای مثال، سرمایه گذاران می توانند از تئوری مدرن مدیریت پرتفوی در جهت کسب بالاترین بازده ممکن مورد انتظار در سطح ریسک قابل قبول، استفاده کنند. مدل های قیمت گذاری (مانند مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، تئوری قیمت گذاری آربیتراژ و قیمت گذاری اختیار معامله) می توانند به ارزش اوراق بهادار کمک کرده و ارائه دهنده دیدگاهی در مورد ریسک و بازده مورد انتظار باشند. متون سرمایه گذاری از این تئوری های مفید آکنده هستند.

با این حال، روانشناسان مدت طولانی است که به نامناسب بودن این فرضیات پی برده اند. افراد غالبا در عمل به ظاهر غیر منطقی رفتار می کنند و در پیشگویی هایشان خطاهای پیش بینی شده ای مرتکب می شوند.

رشته مالی به آرامی این امکان را قبول کرده است که تصمیمات اقتصادی می توانند به طور پیش بینی کننده ای جهت دار باشند. اگر چه مباحثی نظیر اینکه چه وقت، چگونه و چرا روانشناسی بر سرمایه گذاری تأثیر گذاشت، ادامه یافت، بسیاری اعتقاد دارند که جایزه نوبل سال ۲۰۰۲ در رشته اقتصاد که به روانشناس مشهور دانیل کانمن و اقتصاددان تجربی ورنون اسمیت اعطا گردید، توجیه کننده این زمینه بوده است.

اقتصاددانان مالی اکنون پی برده اند که سرمایه گذاران می توانند غیر منطقی باشند. در واقع، خطاهای تصمیم گیری سرمایه گذاران می تواند بر عملکرد بازارها تأثیر گذار باشد. مهم تر از همه، اشتباهات استدلالی افراد، سرمایه گذاری شان و در نهایت ثروتشان را تحت تأثیر قرار می دهد.

عوامل مهم و نکات کلیدی روانشناسی معامله گران

بعضی از مفاهیم مالی رفتاری که هنگام سرمایه گذاری باید توجه بیشتری به آنها شود به شرح زیر است:

رفتار سرمایه گذاران

اگر از سرمایه گذاران پرسیده شود چه هدفی از سرمایه گذاری دارند، بیشتر آنها پاسخی ساده خواهند داد: آنها خواهان سود هستند. گرچه پاسخ آنها واضح به نظر می رسد اما به احتمال قوی حقیقت نیست. در درون هریک از ما، خواسته هایی وجود دارد که همیشه ابراز نمی کنیم و یا حتی از وجود آنها بی اطلاعیم. بیشتر ما وقتی درباره پول و سرمایه مان تصمیم گیری می کنیم، به جای اینکه واقعا به قصدی که داریم عمل کنیم (کسب سود)، معمولا به دنبال این هستیم که آن احساسات درونی را ارضا کنیم.

اما عدم اطلاع از این خواسته های نهفته در درون، می تواند باعث شود به سمتی هدایت شویم که خطاهای ویرانگری در سرمایه گذاری مرتکب شویم و هم از لحاظ احساسی و هم از لحاظ مالی ضربه ببینیم. برای مثال ممکن است در حالیکه معاملات مان سودده نیست، بطور مداوم به معاملات سهام بپردازیم و به جای اینکه سرمایه گذاری را یک عمل هوشیارانه مالی تلقی کنیم، اینکار را به چشم یک بازی لذت بخش ببینیم. در سمت دیگر، احتمال دارد ریسک های معقولی که برای کسب سود بالاتر در بازار باید آنها را قبول کنیم را نپذیریم و وارد معامله نشویم فقط به خاطر اینکه از فقیر شدن و از دست دادن سرمایه هراسان هستیم.

شاید هم از فروش سهامی که قیمت آن سقوط کرده خودداری می کنیم چون می خواهیم همچنان امیدوار بمانیم که قیمت آن بالاخره رشد خواهد کرد و مجبور نخواهیم بود به شکست خود اعتراف کنیم. مشکل ما هر کدام از موارد فوق باشد، خیلی مهم است که تمایلات شخصی پنهان درون را بشناسیم تا بتوانیم با تصمیمات بهتر، در نهایت به هدفی که واقعا به آن نیاز داریم برسیم.

آموزش روانشناسی بازار بورس و سرمایه گذاری

اطلاعات ورودی همه چیز است

تئوری های متعددی وجود دارد که سعی می کند پشیمانی و واکنش افراطی که خریداران و فروشندگان را در بازارهای مالی درگیر خود کرده، توضیح دهد. روح و روان سرمایه گذاران در زمان هایی که استرس افزایش می یابد (چه این استرس ناشی از خوشحالی مفرط باشد یا از ترس) اغلب بر تفکر منطقی غلبه می کند و استرس نیز ناشی از برداشت شخص از اطلاعات دریافتی است.

سرمایه گذاران، اطلاعات موردنیازشان را از منابع مختلفی مانند سایت های تحلیلی و خبری انجمن ها، شبکه های اجتماعی، دوستان و همکاران و خانواده بدست می آورند. افراد عادی، داستان سودهایی که دوستان و آشنایان شان کسب کرده اند را می شنوند و با این داستان ها خود را جهت ورود به بازار متقاعد می کنند. داستان ها از دوره های صعودی در بازار ناشی می شوند، دوره هایی که بازار تمایل دارد یکسره روند افزایشی داشته باشد؛ کسب سود در بازار راحت بوده و سهام در حال رشد به وفور در دسترس است، در این هنگام است که یک سرمایه گذار غیرحرفه ای مبتدی، سرمایه ای که با تلاش فراوان آنرا بدست آورده است را با امید کسب سود وارد بورس می نماید و سعی دارد آنرا از ضرر و زیان محفوظ دارد اما اغلب اوقات اغوا شده و دست به تصمیمات نابخردانه می زند.

از طرفی زمانی که سرمایه گذاران درباره رکود و مشکلات اقتصادی (کشور یا شرکت) و نزول احتمالی بازار می خوانند، ترس بر آنها غالب می شود و معمولا سهام شان را در پایین ترین قیمت می فروشند. البته گاهی اوقات نیز عکس این قضیه پیش می آید و در حالیکه سرمایه گذاران بصورت ذهنی آمادگی مواجه با یک بازار صعودی واقعی را ندارد، بازار شروع به رشد می کند اما افراد مبتدی معمولا خیلی دیر وارد آن می شوند.

به نظر می رسد دلیل تاثیر گذاری زیاد اطلاعات روی تصمیم گیری های سرمایه گذاران، عدم قطعیت در بازار است که خیلی سریع باعث ترس و تردید می شود. این عمل سرمایه گذاران را به سمت تصمیم گیری براساس احساسات و هیجانات سوق می دهد.

وابستگی احساسی

یکی دیگر از مشکلات احساسی در بورس که هیچ جایگاهی در پرتفوی یک سرمایه گذار موفق ندارد، وابستگی احساسی به یک سهم یا دارایی است. اگر مقداری سهام از پدر یا پدر بزرگ تان به شما رسیده، احتمالا دوست داشته باشید بدون توجه به روند سهم و وضعیت شرکت، یادگاری پدربزرگتان را تا ابد نگهداری کنید در حالیکه اگر واقع بین باشید باید آن سهام را بررسی کرده و اگر ارزش نگهداری و روند مناسبی ندارد آنرا بفروشید.

احساساتی بودن می تواند در زندگی و روابط شخصی ویژگی ارزشمندی باشد، اما نه در سرمایه گذاری برای وجود هر دارایی در پرتفوی شما باید یک دلیل قانع کننده وجود داشته باشد و اگر یک دارایی، هدفی که مدنظر است را محقق نمی کند باید فروش آنرا در نظر گرفت. چیزی که ما می خواهیم به آن تاکید کنیم، تشکیل سبد دارایی و پرتفوی سهام براساس اصول سرمایه گذاری می باشد و نه وابستگی احساسی.

آموزش روانشناسی بازار بورس و سرمایه گذاری - عوامل مهم و نکات کلیدی روانشناسی معامله گران

رفتار تقلیدی( پیروی از دیگران )

هزاران سهام در بازار مورد معامله قرار می گیرند. سرمایه گذاران نمی توانند در مورد همه آنها اطلاعات کسب نموده و آنها را بشناسند. در حقیقت، شناخت واقعی حتی تعدادی از آنها بسیار مشکل است. اما سرمایه گذاران با انبوهی از پیشنهادات و نظرات از طرف کارگزاران، مجلات، سایت های اینترنتی، تلویزیون و سایر منابع روبرو می شوند. بعضی ها بطور اجتناب ناپذیری، فکر می کنند که آخرین پیشنهادات خریدی که شنیده اند نسبت به سهامی که در حال حاضر در اختیار دارند بهتر می باشد، در نتیجه اقدام به خرید و فروش و جایگزینی سهام می کنند.

نمی گوییم که سرمایه گذاران باید لزوما سهامی را که در حال حاضر در اختیار دارند نگهداری نمایند. بعضی از سهام باید فروخته شوند، خواه به دلیل اینکه کسب و کار مرتبط به آن در حال تنزل بوده یا قیمت سهام آن شرکت از ارزش منصفانه اش فراتر رفته است. اما واضح است که بسیاری از سرمایه گذاران حقیقی (و نهادی) به دلایل بسیار، بطور اشتباه اقدام به خرید و فروش های مکرر کرده و دچار زیان هنگفتی می شوند. همه ما می توانیم با یادگیری روش های علمی انتخاب سهام و دقت در این زمینه، سرمایه گذاری بسیار بهتری انجام دهیم.

نباید به شایعات عکس العمل نشان داده و خرید و فروش بدون دلیل انجام دهیم. هر دلخوشی و آرامش کوتاهی که از خرید و فروش های تقلیدی و دنباله روی از رهبران بازار ایجاد می شود، می تواند منجر به عملکرد ضعیف یا سرمایه گذاری مغایر با اهداف خاص سرمایه گذار شود.

آموزش روانشناسی بازار بورس و سرمایه گذاری - عوامل مهم و نکات کلیدی روانشناسی معامله گران

چگونه می توانیم متوجه شویم که یک سرمایه گذار احساسی هستیم؟

سرمایه گذاران موفق، اهمیت ثبات احساسی و روانی را در سرمایه گذاری به خوبی متوجه شده اند، به این معنی که آنها تصمیمات سرمایه گذاری شان را براساس اطلاعات مفید و تحلیل شده می گیرند. در سمت دیگر، احساسات و هیجانات عامل اصلی تصمیم گیری در سرمایه گذاران احساسی است.

اگر یکی از ویژگی های زیر در شما وجود دارد، پس شما یک سرمایه گذار یا معامله گر احساسی هستید:

1. وقتی قیمت سهام کمی افت می کند، آنرا به فروش می رسانید: تصمیم برای فروش سهام باید نتیجه ملاحظات دقیق باشد. اگر شما سهم را فقط به خاطر اینکه کمی زیان کرده اید می فروشید، پس شما یک سرمایه گذار احساسی هستید.

2. روی اخبار شدیدا متمرکز شده اید: قبول داریم که بخشی از سرمایه گذاری این است که اخبار بازار را پیگیری و رصد کنید. اما اگر شما در شرکتی مانند کارگزاری و شرکت های سرمایه گذاری و شرکت های مشابه شاغل نیستید، خواندن مرتب اخبار و اطلاعات سهام مرتبط بصورت ۲۴ ساعته رفتار سالمی نیست و به احتمال قوی شما یک سرمایه گذار احساسی هستید.

3. شما به خاطر سودی که هنوز تحقق نیافته، خوشحال هستید: سود تحقق نیافته همان سودی است که از یک دارایی بدست می آید فقط اگر آنرا در قیمت و زمان مشخص بفروشید. بطور مثال اگر یک سهم با قیمت ۲۰۰ تومان بخرید و رویای رسیدن قیمت به ۳۰۰ تومان را داشته باشید و به این خاطر شادمان شوید و یا اینکه پس از خرید سهام، با شروع رشد قیمت، فورا احساس شیفتگی و خوشحالی «شدید» به شما دست دهد، شما یک سرمایه گذار احساسی هستید.

4. شما به خاطر ضرر و زیانی که هنوز قطعی نشده، اندوهگین می شوید: زیان تحقق نیافته، برعکس سود تحقق یافته است. اگر هر زمان که قیمت سهام از قیمت خریداری شما کمی کاهش یافت و شما احساس ناامیدی و اندوه کردید، شما یک سرمایه گذار احساسی هستید.

5. شما از بررسی قیمت سهام ترس دارید: اگر می دانید که به احتمال قوی قیمت سهم کاهش یافته است ولی از بررسی قیمت سهام ترس دارید چون نمی خواهید با حقیقت مواجه شوید، در این صورت شما یک سرمایه گذار احساسی هستید.

6. با هر خبر بد، ترس وجود شما را می گیرد: راه منطقی برای مواجهه با اخبار بدی که از بازار و سهم شرکتی که می شنوید این است که اثر این اخبار و اطلاعات را بصورت واقع بینانه بررسی کنید و تصمیم متناسب با آنرا بگیرید. اگر شما با هر خبر بد رسیده از بازار، هراسان می شوید در این صورت یک سرمایه گذار احساسی هستید.

۷. پشت سرهم قیمت سهام را بررسی می کنید: بورس ذاتا دارای نوسانات بسیار است و هر سهم روزانه نوسانات بسیاری خواهد داشت. اگر مرتبا با کارگزار تماس می گیرید یا در سایت قیمت سهام را بررسی می کنید و یا اگر از هر شخصی که می بینید درباره سهام نظر خواهی می کنید، شما یک سرمایه گذار احساسی هستید.

آموزش روانشناسی بازار بورس و سرمایه گذاری - عوامل مهم و نکات کلیدی روانشناسی معامله گران

راه حل پیشنهادی جهت کاهش اثر احساسات در سرمایه گذاری

راهکارهایی پیشنهادی ما را که با آن می توانید تاثیر گذاری هیجانات و احساسات را در سرمایه گذاری کاهش دهید در ادامه بخوانید:

1. تشکیل پرتفوی سرمایه گذاری

تکنیکی که می تواند باعث کاهش پاسخ احساسی به بازار شود، ایجاد پرتفوی دارایی هاست. چون اگر پرتفوی به درستی چیده شده باشد با اینکار خیال شما تا حدودی راحت است که اگر یکی از سهام یا دارایی های موجود در پرتفوی افت کرد، مابقی آنها مانع از افت شدید سرمایه شما خواهد شد و فقط زمان های کمی وجود داشته که همه بازارها به یک سمت حرکت کرده و تنوع سازی باعث محافظت از دارایی نشده است.

تنوع سازی دارایی ها می تواند اشکال مختلفی داشته باشد؛ سرمایه گذاری در صنایع مختلف، مناطق جغرافیایی مختلف، خرید انواع دیگر اوراق بهادار و حتی مصون سازی با بازارهای جایگزین مانند بازار مسکن. پس در بیشتر چرخه های طبیعی بازارها، استفاده از یک استراتژی تنوع سازی می تواند از کاهش شدید ارزش سرمایه جلوگیری کند و در نهایت راهکاری باشد برای جلوگیری از رفتار احساسی و هیجانی.

2. داشتن طرح و استراتژی

وجود یک استراتژی دقیق و نوشته شده روی کاغذ در سرمایه گذاری حیاتی است. برخی از موارد پیشنهادی که می توانید مشخص کنید شامل این موارد است: اهداف سرمایه گذاری، بازه زمانی سرمایه گذاری، هدف کلی پرتفوی سرمایه گذاری و استراتژی تغییرات در پرتفوی (چه زمانی در پرتفوی تغییرات ایجاد کنید).

بسیاری از سرمایه گذاران موفق با اهداف قیمت و حدضرر کار می کنند، برای مثال استراتژی برخی از افراد این است که اگر قیمت سهام ۸ یا ۱۰ درصد از قیمت خرید آنها کاهش یافت آنرا می فروشند. از آن طرف، تصمیم گیری برای فروش سهام و زمان کسب سود کمی مشکل است. چون وقتی قیمت سهم در حال افزایش است، طمع افزایش قیمت باز هم ادامه می یابد باعث بروز دودلی می شود. در این زمان، سرمایه گذاران ممکن است تصمیم بگیرند بخشی از سهام خود را در قیمت فعلی و در قیمت های بالاتر، مابقی سهام را بفروش برسانند.

3. عدم سرمایه گذاری با پول وام و قرض

به نظر شما شخصی مبتدی که برای خرید و فروش سهام از سرمایه ای قرضی و وام استفاده می کند می تواند در بازار موفق شود؟ حرفه ای های بازار از این قاعده مستثنی هستند ولی شخصی عادی که اولین روزها و حتی اولین ماه های آشنایی با بورس را می گذراند در صورتی که بخواهد با سرمایه ای که مالک آن نیست از بازار سود بدست آورد، معمولا نخواهد توانست از تاثیر احساسات و هیجانات در معاملات و سرمایه گذاریش اجتناب کند. زمانی که شما با سرمایه ی خودتان در حال معامله هستید، نوسانات بازار احساسات مخرب کمتری در شما ایجاد می کند.

4. شروع سرمایه گذاری با مبالغ کم

همانطور که با سرمایه های بالا می توان سود آوری بیشتری در بورس بدست آورد، میزان زیان احتمالی نیز با معاملات سنگین بیشتر می شود و همین عامل است که می تواند میزان استرس و هیجانات را افزایش دهد.

مخصوصا زمانی که یک سرمایه گذار مبتدی به معامله و سرمایه گذاری با مبالغ بالا عادت ندارد این موضوع معمولا به ضرر تمام می شود. رفته رفته با افزایش میزان مهارت در بورس ، می توان حتی در معاملات با سرمایه بالا، کنترل بیشتری روی احساسات داشت.

5. پذیرش فرصت های از دست رفته یکی از احساساتی که می تواند مخصوصا باعث شتاب زدگی در انجام معاملات سهام و سرمایه گذاری شود، احساس از دست دادن فرصت است. از آنجایی که هیچ کدام از ما گوی جادویی نداریم، ما همیشه در حال از دست دادن فرصت ها هستیم و خواهیم بود. در صورتی که شما قصد خرید سهمی را داشتید ولی به هر دلیلی آنرا نخریدید و یا نتوانستید بخرید و بعدا آن سهم رشد کرد به احتمال قوی آرزو می کنید که آن سهم را داشتید.

البته آرزو کردن هیچ سودی برای شما نخواهد داشت و توصیه بزرگان است که به جای آرزو کردن، روی رشد مهارت سرمایه گذاری و معامله گری تان کار کنید تا فرصت های بعدی را به موقع شناسایی کنید. هیچکس در بورس وجود ندارد که از همه فرصت های سود آوری استفاده کند و اگر این موضوع را بپذیرید، اقدامات احساسی و هیجانی شما در معاملات کاهش می یابد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *